آواهای روزهایی که گذشت:
وقتی کسی به چیزی راضی نمیشود دلیلش چیست؟
۱) ایدهآل گرایی ۲) پیدا نکردن راه یا گمگشتگی ۳) پاک نبودن آگنیا
آیا میتوانی تمام ساختارهای ذهنیت را متلاشی کنی؟
آیا رواج به معنی جواز است؟
نیاز به پر کردن تنهایی از نیازهایی است که خیلی از رفتارها را شکل میدهد بی آنکه بدانیم!
* دشت هویج!
من با قواعد اجتماعی مشکل دارم!
تا تو نگاه میکنی کار من آه کردن است …
ایده آل گرایی و کیه که ایدا آل گرا نباشه
اصلاً در فطرت همه آدما خدا این کمال طلبی و ایده آل گرایی رو گذاشته
به نظر من اگه کسی به چیزی راضی بشه عجیبه
[پاسخ به این نظر]
جواب سوال اولت
به نظر من هر سه
بیشتر مورد ۱
از این دو مطلب خوشم اومد من با قواعد اجتماعی مشکل دارم!
تا تو نگاه میکنی کار من آه کردن است
جون منم مشکل دارم
[پاسخ به این نظر]
خیلی وقته که کامنت مردم آزاری نذاشتم! توی این روزهای کسل کننده یه کم مردم آزاری شاید علاج دردهای ما باشد!!!!!


می گم کاش شما تکلیف “طو ” رو مشخص کنید:
یک جا فرمودید:
چشمی که نگشودی به چشم، این چشمه را چون رود کرد
باز در جای دیگر می فرمایید:
تا تو نگاه می کنی کار من آه کردن است…..
بالاخره بیچاره چیکار کنه ؟؟؟؟؟
نگاه بکنه یا نکنه؟
خدایا منو بابت اینهمه مردم آزاری ببخش
[پاسخ به این نظر]
۱٫ ایده ال گرایی
ان شرلی با موهای نارنجی
۲٫نه. شاید مقداریشو بشه ولی همشو نه
۳٫این چیزیه که من باهاش مشکل دارم. که چرا دیگران فکر میکنند اگه چیزی اون قدر زیاد شده که به چشم عادی و بی عیب میاد یعنی حکم و جواز انجام هر کاری؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
۴٫شاید این طور باشه. چون خیلی از رفتار های ما از ناخوداگاه ما شکل میگیره
۵٫
من هم با بعضی از اونا مشکل دارم
[پاسخ به این نظر]
به دو تای اخری شماره نزدم. زحمتشو خودتون متقبل شین که معلوم شه به سطر به سطر نوشته هاتون نظر گذاشتم


شاد باشی
[پاسخ به این نظر]
پس با آیه شریفه ارجعی الی ربک راضیتا مرضیه چه کنیم؟
و این میان دشت هویج؟!
[پاسخ به این نظر]
در مرحله بعد میتونی اینو بگی:
گر بتو افتدم نظر چهره به چهره روبه رو شرح دهم غم ترا رشته به رشته مو به مو
[پاسخ به این نظر]
سلام نگارنده ی عزیز٫ خوبین؟
۱- می تونه ایده آل گرایی باشه. شاید هم اون آدم کلاً موجود ناراضی ای باشه. یعنی نمی تونه رضایت رو تو دلش راه بده حتی اگه همه چیز خوب باشه.
۲- کار که نشد نداره. اما باید شرایط (محیطیش) فراهم باشه. من خیلی دلم می خواد این کار رو بکنم و بعد دونه دونه چیزایی که می خوام رو انتخاب کنم. اما هم سخته هم ترسناکه.
۳- ظاهراً! چیزی که رواج پیدا می کنه به مرور زمان می شه جز فرهنگ و رسوم! و چیزی که می شه جز فرهنگ و آداب و رسوم مجوز لازم برای اجرا رو پیدا می کنه. مثل خیلی از آداب و رسومی که همین الان وجود داره و می دونیم چقدر نادرسته.
۴- قطعاً همین طوره
۵- اما دشت نداشتاااا! همش کوه بود!
۷- …
[پاسخ به این نظر]
راستی یادت باشه یه بار بهم بگی ساختار ذهنی چه گناهی کرده که باید متلاشی بشه؟
[پاسخ به این نظر]
[گل]
سلام دوست من …
به جدیدترین پستم دعوت شدی… نظرت برای من مهمه ،پس یادت نره نظرتو ثبت کنی…
باسپاس [گل]
[پاسخ به این نظر]
این کامنت شوخی نیست:
اینکه همه ما از قواعد و قوانین اجتماعی می نالیم اصلا جالب نیست! جالب نیست چون اغلب ما می ترسیم که خلاف این قواعد و قوانین عمل کنیم! از عواقبش می ترسیم، از انگشت نما شدن می ترسیم، از پیشمانی می ترسیم و خیلی چیزهای دیگه….
پس اگر می ترسیم اونطوری که فکر می کنیم صحیح هست رفتار کنیم … اگر می ترسیم که مسئولیت اعمال و تصمیم هامون رو به عهده بگیریم، اگر از متفاوت بودن می ترسیم، بهتره از چیزی شکایت نکنیم! بهتره ما هم خیلی آروم و سر به راه همون را هی رو بریم که انتظار میره از ما !
کلا شکایت کردن صرف و تغییر ندادن وضعیت طبق الگوی دلخواه خودمان کار قشنگی نیست!
دو صد گفته چون نیم کردار نیست
[پاسخ به این نظر]
هیچ دقت کردی دیگه اینجا روزنگاشت نیست؟
[پاسخ به این نظر]