آرشیو برای ماه اردیبهشت ۱۳۸۸

حداقل خوبی توجه این است که وقتی مالت را می‌برند داد می‌زنی: آی دزد، آی دزد!

بی‌توجه که باشی ناگهان می‌بینی مالت نیست که نیست!

اصلا چرا دزد را می‌گویی؟ فرض کن از لب طاقچه قیمتی‌ترین بلورت می‌افتد. خواب که باشی، بیدار می‌شوی و تکه‌هایش را می‌بینی و بیدار که باشی به زمین نرسیده می‌گیری اش.

 

 

بیایید تفاوتهای فرهنگی را درک کنیم و بپذیریم!

 

Nothing painful

In

 The Kingdom of GOD

دوگانه‌ی سفر و سه‌گانه!

(۱)

دو سفر پی در پی داشتم و نشد وبلاگ رو به روز کنم. این هم عکسهای سفر:

 

 

آبشار شوی (تقریبا در مرز لرستان و خوزستان)

۱۰ اردیبهشت ۸۸

 

آبشار بیشه (لرستان)

۱۱ اردیبهشت ۸۸

 

جشنواره لاله‌ها (جاده چالوس)

۱۵ اردیبهشت ۸۸

 

قلعه رودخان (گیلان)

۱۶ اردیبهشت ۸۸

 

ماسوله (گیلان)

۱۷ اردیبهشت ۸۸

 

(۲)

دوستان سنگ تمام گذاشتند و دل این مصرع را شاد کردند! از همگی دوستان ممنونم.

 

جاده مهیا شده‌ی تاختن

هر نفسی نغمه‌ی نو ساختن

نو شدنی از سر خلاقیت

نقش زدن، طرح نو انداختن

 

جاده مهیا شده‌ی تاختن

تاختنی بهر سر انداختن

راه گشودن به سرای نگار

دیده‌ی سر بستن و دل باختن

 

جاده مهیا شده‌ی تاختن

تیغ به بر، منتظر آختن

خیز و به نامش بکشش از نیام

حیف بود کاهلی و باختن

 

این روزها در سفر بودم و آواها را جایی ننوشتم. اما این آوا از سفر آبشارها را دوست دارم:

 

تمام زمین را هم که بگردی تا بالا را نگاه نکنی ماه را نخواهی یافت.

 

 

گاهی می‌خواهی دروغ بگویی تا فرار کنی از مواجهه با او!

اوست که نمی‌گذارد.

 

 

گاهی باید به بازیهای دنیا خندید و به تمام تلاشهای مذبوحانه‌ی دنیاییان!

 

گاهی صبر پیشه می‌کنی تا روزی بفهمی آنچه را نمی‌فهمی!