آرشیو برای ماه اردیبهشت ۱۳۸۸

 

اگه دستات نره بالا

جایی بارون نمی‌گیره

نا تمامها …

(۱)

با نگاهی به جامعه اطرافمان می‌توان روابط انسانی را به چند نوع کلی دسته بندی کرد:

۱) روابطی که از یک قانون بیرونی ناشی می‌شوند. قانونی که یک جامعه را شکل می‌دهد. رابطه‌های همکاری، هم دانشکده‌ای، هم دانشگاهی، همسایگی و … از این دسته‌اند. این رابطه‌ها با یک اشتراک بیرونی (همان “هم”) ساخته می‌شوند و البته با بزرگتر شدن جامعه‌ی ساخته شده سطح و کیفیت رابطه کاهش می‌یابد. مثلا در روابط هم‌جهانی و هم‌سیاره‌ای و یا حتی هم‌وطنی یا هم‌شهری روابط بسیار کمتر است.

۲) روابطی که جامعه سهم چندانی در تعریف آن ندارد. برخی از این روابط از پیش و توسط طبیعت تعریف شده‌اند مانند روابط والد و فرزندی، خواهر و برادری و هر رابطه‌ی اینچنینی. برخی روابط نیز توسط خود فرد تعریف می‌شود. مانند رابطه‌ی همسری و یا دوستی.

 

با ظهور دنیای مجازی نوع دیگری از رابطه شکل گرفت که فکر می‌کنم کمی با این دو متفاوت است. اغلب دوستیهای اینترنتی (به خصوص از نوع وبلاگی) بر مبنای یک “هم‌فکری” شکل می‌گیرند. با مشاهده‌ی “هم” به نظر می‌آید که نوع این روابط از جنس روابط نوع اول است، از طرفی لفظ دوستی روابط نوع دوم را به ذهن میآورند …

 

(۲)

آری، نبود ِ بود ِ تو، بود مرا نابود کرد

چشمی که نگشودی به چشم، این چشمه را چون رود کرد

 

(۳)

این Day نه آن دی است که آید پس از خزان

 

کندالینی کار می‌کنه! فقط کافی بود بهش فکر کنی! که فلان چیز مانع پیشرفته!

 

چرا کاری که از من ۲ ساعت وقت می‌گیره باید ۳ هفته طول بکشه؟

 

یک چیزی هست که آدمها رو فارغ از تمام فاصله‌ها به هم نزدیک می‌کنه.

شاید قرابت روح!

عشق پاک‌کننده است …

 

بعضی کارها را باید روز اولی که بهت محول می‌شود برایشان کمک بخواهی.

آری! گاهی برای کمک خواستن هم دیر می‌شود.

 

 

در جوانی پاک بودن شیوه پیغمبری است.

And sometimes even more!

 

 

از کارهای Focused با مدیریت هوشمند لذت می‌برم.