تغییر ناگهانی

قطرات باران در طول سالیان رمق صخره را بریده‌اند. یک روز ناگهان به درون دریاچه می‌افتد!

ضربات سهمگین تبر پایه را ویران کرده‌اند. یک ضربه برای افتادن درخت تنومند باقی مانده!

 

این دو مثال نشان نمی‌دهد که در طبیعت هم همه چیز تدریجی نیست؟

 

گاهی ماهها و سالها تلاش می‌کنی و می‌خواهی به تدریج تغییر کنی اما دریغ از اندکی تغییر! دو راه در پیش رو داری: از تغییر نا امید شوی یا همچنان به تلاشت ادامه دهی. گاهی همه چیز در یک لحظه اتفاق می‌افتد.

تغییری عظیم در لحظه‌ای کوچک.

 

 

پینوشت: هنوز در تراکم کاری جدید جا نیافتاده‌ام. به محض روی روال افتادن کارها می‌آیم عید دیدنی وبلاگهای دوستان!

 

  1. نیره در ۱۸ فروردین ۱۳۸۸ در ۱۲:۳۸ ب.ظ گفته است :

    با تغییر جمله بسازید:
    تغییر خیلی خوب است. من تغییر را دوست دارم.
    با تدریج جمله بسازید:
    تغییر به تدریج بد است. من تغییر تدریجی را دوست ندارم.
    با امید جمله بسازید:
    من بیمارستان امید را دوست دارم.

    [پاسخ به این نظر]

  2. نیره در ۱۸ فروردین ۱۳۸۸ در ۱۲:۴۰ ب.ظ گفته است :

    راستی یه کلمه کلیدی جا افتاده بود
    کار
    با کار جمله بسازید:
    من زیاد کار می کنم. من کار زیاد را دوست دارم.

    [پاسخ به این نظر]

    عمو Reply:

    من نمک را دوست دارم هرچند به شدت برای قلب بیمارم مضر است.

    [پاسخ به این نظر]

  3. مریم در ۲۵ فروردین ۱۳۸۸ در ۲:۰۴ ق.ظ گفته است :

    یاد فیلم “The Shawshank Redemption” افتادم.

    [پاسخ به این نظر]

  4. مهناز در ۲۶ فروردین ۱۳۸۸ در ۱۰:۵۶ ق.ظ گفته است :

    سلام ..به نظرم هر تغییری نیاز به بستری داره حتی اگه ما احساس کنیم اون تغییر عظیم تو یه لحظه اتفاق افتاده ولی به هر حال یه پروسه ایی رو طی کرده هر چند در ناخود آگاه ما…
    بی شک شخصیت عظیمی چون حر ریاحی زمینه تحول رو تو وجودش ساخته و سرانجام در لحظه ایی که همه چیز تو وجودش به اوج میرسه به صف یاران حسین پناه میبره واگرنه چنین تحول عظیمی فاقد ارزش میشه!@};-

    [پاسخ به این نظر]

  5. مسافر در ۲۶ فروردین ۱۳۸۸ در ۱۱:۴۴ ق.ظ گفته است :

    بهار یادمون میاره که اگه جا بمونیم در خودمون به فراموشی ختم می شیم.سال نو مبارک@};-

    [پاسخ به این نظر]

  6. ندا.ح در ۲۹ فروردین ۱۳۸۸ در ۷:۵۷ ق.ظ گفته است :

    وای آره اون یک لحظه که اتفاق میفته انگار جونت رو میگیرن و خلاص :d فکر کن!!!!!!!!!! اونهمه منتظرش بودی :-b

    [پاسخ به این نظر]

  7. neyayesh در ۹ اردیبهشت ۱۳۸۸ در ۱۲:۰۲ ق.ظ گفته است :

    تغییر خیلی سخته اما به همون اندازه هیجان انگیز و جالبه ..

    البته منظور من از تغییر .. یه تغییر کلی بود .. تغییر محل زندگی .. یا حتی کشور محل زندگی .. اما شاید هیجانی که از این تغییر بوجود می یاد بتونه سختی ها رو کم رنگ کنه .
    من در صدد تغییرم ..
    اما دلم می خواد یهویی این تغییر بوجود بیاد نه ذره ذره .. اونطوری خسته کنندست :-?

    [پاسخ به این نظر]

  8. neyayesh در ۹ اردیبهشت ۱۳۸۸ در ۱۲:۰۵ ق.ظ گفته است :

    راستی ببخشید
    سلامممم @};-
    یه مدت طولانی نبودی .. من گاهی سر می زدم به وبلوگت

    اما حالا خوشحالم که هستی
    امیدوارم همۀ ایام به کامت باشه @};-%%-@};-

    [پاسخ به این نظر]

 

 

 

[ RSS نظرات این نوشته ] - [ ارسال بازتاب ]