حسی که موقع نوشتن داریم همراه همیشگی نوشته‌هامونه!

 

  

 

وقتی اینطوری زل زدی به من

معلومه غذا از گلوم پایین نمی‌ره

.

.

.

من که غذامو باهات شریک شدم

اما تو حتی یه تشکر خشک و خالی هم نکردی!

.

.

.

میدونی؟

آدم باید به نیازمند کمک کنه. نه کسی که از تنبلی چشمش به دست مردمه.

.

.

.

گربه‌های دانشگاه مرفهین بی‌دردی هستن!

 

 

 

  1. نسیم در ۲۹ بهمن ۱۳۸۷ در ۱۰:۳۰ ب.ظ گفته است :

    سلام. چرا با گربه ها دعوات شده؟آخه گربه که نمیتونه بره سر کار و برای خودش غذا تهیه کنه. گربه های شهری هم که عرضه تنها کاری که ندارند موش گرفتنه. سطل های زبالمون هم که مکانیزه شدن. پس چی کار کنن این بیچاره ها؟;)
    اما در مورد تعمیم دادنش به ادما شاید بشه باهات هم عقیده شم
    شاد و موفق باشی:)%%-

    [پاسخ به این نظر]

  2. نیایش در ۴ اسفند ۱۳۸۷ در ۱:۴۷ ق.ظ گفته است :

    نمی تونم بی تفاوت از کنار نیازمندان رد بشم .. اما نمی شه هم به همشون کمک کرد ..
    من از حسم کمک می گیرم .. هر جا احساس کردم که لازمه بی تفاوت نمیگذرم .

    ..

    آخ گفتی .. زیر سنگینی نگاه یا حواس کسی که نمی شه غذا نوش جون کرد :d :d
    ..
    میدونم که اینجوری نیستی که دنبال تشکر باشی .. آدمیزاد کار خوبو واسه رضای خدا و دل خودش انجام می ده .. تشکر رو می خواد چیکار ..:-b ..
    ..
    نوشته های روزمرتو بیشترتر دوست دارم :d:)>-

    [پاسخ به این نظر]

 

 

 

[ RSS نظرات این نوشته ] - [ ارسال بازتاب ]