چرا مینویسیم؟
(از همهی دوستان بلاگی و غیربلاگی دعوت میکنم از دلایل نوشتنهای بلاگی و غیربلاگیشان بگویند. آنهایی هم که نمینویسند اگر از دلایل ننوشتنهایشان بگویند جالب است.)
نگارش شده در تاريخ : ۱۰ بهمن ۱۳۸۷ و در بخش : خودنگاشت ۱۶ نظر
آخرين تغييرات در تاريخ : 29 ژانویه 2009 و ساعت : 09:38
چرا مینویسیم؟
(از همهی دوستان بلاگی و غیربلاگی دعوت میکنم از دلایل نوشتنهای بلاگی و غیربلاگیشان بگویند. آنهایی هم که نمینویسند اگر از دلایل ننوشتنهایشان بگویند جالب است.)
سلام. من جواب آماده برای این پست شما داشتم! قبلن که در یاهو ۳۶۰ می نوشتم یک پست در این مورد گذاشته بودم که چرا می نویسم… حالا کپی پیست می کنم اینجا! البته الان که خوب فکر میکنم می بینم دلایل دیگه ای هم هست علاوه بر این چیزا… خلاصه جواب سال قبل من به این سوال این بود:
«از وقتی که احساس کردم حرفهایی دارم که باید با خودم بزنم و نکته¬هایی هست که باید به خودم یادآوری کنم، تا فراموش نکنم… دفتری داشتم که در آن می نوشتم … می نوشتم بدون اینکه فکر کنم باید نویسنده بشوم … یا اینکه فکر کنم باید زیبا بنویسم… می نوشتم، فارغ از تلاش برای زیبا نوشتن و آراستن کلامم… همیشه ساده می نوشتم همان که بود… ساده و بی تکلف… مثل خودم… سالهاست که دفترهایی روی هم جمع شده است از گفتگوهای دوستانه ام با خودم… به همراه داشتن این دفتر گاه برایم از نان شب هم واجب تر بود … نه اینکه زیاد بنویسم!!! نه اصلا! اما وقتی نوشتنم می¬آمد، حتی یک خط، باید دفترم بود تا در گوشش زمزمه کنم حال و هوایم را، خوشحالیم را، دلتنگیم را… و بعد از نوشتن باید بود تا بارها و بارها حرفهایم را باز می خواندم تا دل بسوزانم برای خودم تا شادیهایم دوباره شادم کنند و تا به خاطر به سرآمدن غصه¬ها و پایان یافتن همه قصه های تلخ از پرودگارم سپاسگذاری کنم.
اینجا،که به لطف عزیزی از دست رفته با آن آشنا شدم، حکم همان دفتر را دارد برایم… کارم از این جهت که در این ایام بی سرو سامانی نگران برداشتن و جا گذاشتنش نباشم راحت شده… »
همانطور که گفتم الان فکر کنم دلایل دیگه ای هم داره نوشتم!
[پاسخ به این نظر]
محمد اکبرخواه Reply:
بهمن ۱۰م, ۱۳۸۷ at ۱۲:۲۰ ب.ظ
ممنونم
خوبه دلایل دیگه رو هم بگین ها!
[پاسخ به این نظر]
سلام. این بار اومدم تو این قسمت که مطالب جدی ترن .

رای نوشتن وبلاگی دلایل زیادی وجود داره که یکی از اون ها پیدا کردن دوستان خیلی خوب است.که البته این کار از خیلی طرق دیگه ممکن است و وبلاگ نویسی به ادم کمک میکنه که صادقانه تر در مورد هم قضاوت کنیم و دوستیهای خوبی که از روابط خواهری و برادری به هم نزدیگتریم داشته باشیم و یکی دیگه هم اینه که مطالبی رو که به نظرمون جالب اومده مثل یک دفتر ثبت میکنیم تا هم بعدا خودمون از خوندنش لذت ببریم و هم دیگران از خوندنش استفاده کنند . البته اگه به نظرشون جالب بیاد
و البته دلایل خیلی زیاد دیگه ای که مطمئنا همه میدونن. راستی ممنون که به وبلاگم سر زدی. من باز هم اپ کردم. خوشحال میشم بهم سر بزنی.
[پاسخ به این نظر]
سلام محمد عزیز٫نوشتن همیشه دلایل زیادی داره که البته من فکر میکنم برای هر کسی متفاوته.من با نظرات سینا و نیره موافقم. اما فکر میکنم نوشتن قبل از همه اینا به ادم ارامش میده و باعث میشه اگه بار روحی ادم منفیه این بار تخلیه بشه و اگه مثبته ثبت بشه. یعنی برای من این حالتو داره و منم مثل بقیه دلایلم خیلی چیزای دیگه هم هست .که تعدادیش با بقیه مشترکن.


این تصویره چقدر به دلم نشست.
شاد باشی و موفق
[پاسخ به این نظر]
بنویس٫ تا جایی که بتوانی لذت قدم زدن روی برف را با ما در زیر باران قسمت کنی.
حیف نیست خارج از روزمرگی ها دوستی را به خواندن بدون چای یک خاطره ی زیبا میهمان نکنیم؟
[پاسخ به این نظر]
از روحت بپرس چه می خواهد بکند وقتی روحت با رویاهایت هماهنگ باشد خداوند از تو خشنود میشود…..
سلام و درود برتو….سوال بسیار جالبی کردی….راستش من به دعوت یکی از دوستانم برای نوشتن تو وب دعوت شدم قبل از آن فقط برای خودم می نوشتم :شعر،داستان،خاطره و افکار و حتی مطالب باارزشی رو که تو کتابا می خوندم تو دفترهای متعددم می نوشتم…با درخواست دوستم ناگاه به این اندیشیدم که خوب چرا اونچه رو که تجربه کردم یا خوندم و بطور اخص جریان سیال ذهنم رو با دیگران به اشتراک نذارم؟ ….به هرحال هرچیز ذکاتی داره وفکر میکنم ذکات علم اموختن آن به دیگران باشد…..گفتم میام و می نویسم وبه یاری خدا دوستان هم در این زمینه یعنی یادگیری بهتر و رشد عمیق تر یاریم میکنند وخطاها ونقایص کارم رو اصلاح می کنند….خوب خدا راشاکرم که تو همین دنیای مجازی دوستانی پیدا کردم که با دنیایی عوض نمیکنم خود تو در راس اونا هستی …ولی خوب با اینکه هدفم دوست یابی نبود اما راضی ام ولی درزمینه هدف اصلی ام هنوز به اون مرحله ای که می خواستم نرسیدم وامیدوارم با کمک دوستان خوبم در وب به هدفم دست یابم….آمین
ممنونم عزیز از طرح این سوال
[پاسخ به این نظر]
دوستی سالها خیلی پیش قولمان زد و قلم را داد دستمان و گفت بنویس! ما هم هی نوشتیم و نوشتیم و دیدیم این قلم نیست که من میرقصانمش روی کاغذ! روحم است که به مدد این قلم میرقصد. اینطوری شد که هنوز هم مثل خوابزدهها هنوز در کار نوشتنیم و کی خستهست؟ دشمن!
”
این نوشتهجات بغل دستمان جالب بودندی!
[پاسخ به این نظر]
سلام نگارنده عزیز٫خیلی جالبه که ادم به دلایل نوشتن هم فکر کنه چون من فکر میکنم که یکی از دلایل پنهان برای همه ما که باعث میشه بنویسیم همون حس آرامشی است که بعد نوشتن به آدم دست میده.
شاد و موفق باشی و ممنون که به وبلاگ های من سر میزنی و شرمنده که تا حالا قسمت نشده بود این جا نظر بذارم
[پاسخ به این نظر]
البته این جا نظر گذاشته بودم اما احتمالا خیلی قبل بوده و دیگه کسی یادش نیست:”>
[پاسخ به این نظر]
برای دلم … دلتنگیهام .. شادیهام… نوشتن آرامش خاصی بهم میده به اندازه یک شبانه روز با دردودل کردن با کسی که خیلی دوستش دارم در کنار یک فنجان قهوه .. و یک دنیا دوست مهربون که واقعاً به خاطر داشتنشون از خدا ممنونم …
مرسی پست دلچسبی بود.. خیلی چیزها رو مرور کردم …
تازگیها نوشتن برام سخت شده!!
[پاسخ به این نظر]
با نظری که برای پست ۱۳ بهمن نوشتم یادم اومد چرا می نوشتم
بیشترین دلیلم برای نوشتن این بود که مطالب قابل تأملی که میشنیدم یا میخوندم برام موندنی بشه و بتونم با مرور نوشته هام اونها رو به یاد بیارم
گاهی هم حرفهای دل یا به قول تو آواهای ذهنم رو مینوشتم که این کار هم خیلی نتیجه جالبی داشت چون با مرور نوشته هایی که طی سالها جمع میشه آدم بهتر میتونه سیر تغییر و تحولات روحیشو بررسی کنه
[پاسخ به این نظر]
ایول



می نویسم حتما !
خودتونم بگیدا
[پاسخ به این نظر]
سلام نگارنده عزیز
خوبی دوست خوبم
گاهی وقتها بهترین نوع درددل کردن بوسیلۀ نوشتنه .. مخاطب خاصی نداری .. اما همه می تونن مخاطب تو باشن .
و این لذت بخشه 
[پاسخ به این نظر]
یه دلیل دیگه برای نوشتن فکر می کنم reflection هست ! reflective thinking یک روش یادگیری هست که از آن بخصوص در آموزش بزرگسالان استفاده می شود! نوشتن یک تکنیک برای reflective learning است. توی نوشتن آدمها بر می گردند به اتفاقاتی که براشون افتاده … مشکلات، مشاهدات، تصمیم گیری ها، مطالعات …و بعد با تفکر دوباره در مورد آنها به یک معنی جدید دست پیدا می کنند. همینطور که بقیه دوستان اشاره کردند یادگیری یک هدف از نوشتن است. من فقط سعی کردم مبانی علمی این روش یادگیری رو بطور خلاصه بگم.
لااقل برای من این هدف خیلی مهم هست. بعد هم اینکه البته امروز دیده شدن، مشهور شدن، برقراری ارتباط می تونه از دلایل نوشتن باشه. فکر کنم از بین اینها ارتباط هم برای من مهمه!
کافیه؟
[پاسخ به این نظر]
یک جایی خواندم… روح آدمی را مخرج گوشۀ چشم است و گلوی قلم!
[پاسخ به این نظر]
سلام
انگار از نوشتههایت عقب ماندهام.
مدتی بود درگیر امتحانها بودم.
دیدی که عنوان آخرین پستم هم “نوشتن یا ننوشتن!” بود.
که البته باز نتوانستم دقیقا آنچه را در قلب و ذهنم میگذرانم بنویسم. اما گاهی اشارهای هم برای خودم باشد کفایت میکنم.
مینویسم که قلم حرمت دارد. و نوشتن را دوست دارم.
اما گاهی هر کاری هم کنی نمیتوانی آنچه را که دلت میخواهد بنویسی. البته نوشتن در وبلاگ هم بنا به خصوصیاتی که یک وبلاگ دارد آدم را در تنگهایی برای نوشتن صریح قرار میدهد.
مخصوصا وقتی برای جمعی هم شناخته شده باشی.
اما همین که قلم را به حرکت در آوری که در اینجا باید گفت همین که انگشتانت را بر صفحه کلید به حرکت درآوری و از آنچه در اندیشه و قلبت میگذرد بنویسی اولین مرحله انعکاسش وجود خود آدمی است. چرا که نوشتن یعنی انتشار تکههای از وجود آدمی. پس باید حرمتش را نگه داشت.
که انسان شرافت دارد و قلم نیز…
آنقدر که خداوند به قلم سوگند یاد میکند.
نوشتن برای دل آدمی یا انتشار دانش یا خبر یا نشان دادن زیبایی هایی که گاهی به سادگی از کنارشان رد میشویم یا تمرینی برای خوب نوشتن و به یادگار ماندن.
چرا که نوشتن اگر خوب باشد آن وقت در تمام هستی و برای همه زمانها انتشار خواهد یافت.
پس سعی کنیم خوب بنویسیم تا خوب بمانیم.
و نوشتن راهی باشد برای شناخت بیشتر از خودمان.
و تعهدی برای خوب ماندمان!
[پاسخ به این نظر]