آرشیو برای ماه دی ۱۳۸۷

دیشب سه‌تار …

امروز شمع و عود!

 

شکر خدا که هرچه طلب کردم از خدا

بر منتهای همت خود کامران شدم!

 

پیشترها اگر قولی از قران کریم می‌آوردند،

سوره و آیه را هم می‌گفتند.

و مسلمان، چنان که شایسته است،

در وجدان ِ خود احترام و آرامشی می‌یافت.

امّا درویشان امروزی رسمی غلط نهاده‌اند.

درارگویانه سنت و بدعت را در می‌آمیزند.

و سردرگمی هر روز افزونتر می‌شود.

فغان ای قرآن کریم! دریغ ای آرامش جاوید.

 

یوهان ولفگانگ گوته- ۱۸۱۹

 

(فکرش را می‌کردید؟!)

 

خیلی علمها کار نمی‌کنند. نه اینکه ذاتشان کارایی نداشته باشد، نوع نشستنشان در ما بی کارآیی کرده‌شان.

 

علمی که عمل از او نخیزد

نوری ز چراغ او نخیزد

نورانیتی در او نبینم

هش‌ دار که دود از او نخیزد

 

تصمیم …

عده‌ای* می‌خواهند راهی که خود رفته‌اند را به دیگران آموزش دهند. این در تناقض کامل با این اصل است که “راههای رسیدن به خدا به تعداد خلایق خداوند (چه بسا بیشتر**!) است”

اگر می‌خواهید به دیگران در رسیدنشان به مقصد (هر مقصدی) یاری کنید در دو راه گام بردارید (قبل از این دو گام نگاه کنید ببینید خودتان در چه وضعیتی قرار دارید، شاید خودتان هم نیاز به کمک داشته باشید):

 

۱-   جمع‌آوری و مدون کردن اطلاعات مورد نیاز٫ برای رسیدن به هر مقصدی یک سری دانسته‌ها لازم است و یافتن آنها خودش کلی زمانبر است. (خوشبختانه دنیای مجازی و قدرت گوگل برای یافتن پاسخ خیلی سوالها راهها را کوتاه کرده است.)

۲-    آموزشهایی در راستای روشهای یافتن راه. شاید آموزش این سخت باشد اما می‌توان یک بانک اطلاعاتی بزرگ فراهم کرد از تمام راههایی که آزموده‌ایم و اینکه در نهایت از کجا فهمیده‌ایم و یا حدس زده‌ایم که راه درست کدام است.

 

*- از خطیبان و نویسندگان و والدین و …!

**- معتقدم راههای رسیدن به خدا برای افراد بیش از یکی است. حتی راههای مستقیمش!

 

تئوری تربیتی

در مورد تربیت فرزند به این شیوه معتقدم که به فرزندانم راهی که به زعم خودم درست هست را نخواهم آموخت. تمام تلاشم را می‌کنم تا آنچه به عنوان مواد اولیه‌ی یک تصمیم‌گیری نیاز خواهند داشت را در اختیارشان بگذارم و در کنار آن تا جایی که می‌توانم هنر تصمیم‌گیری را به آنها بیاموزم.

 

پینوشت:  از حس مالکیت موجود در رابطه‌ی همسری که بگذریم حس مالکیت فرزند هم بد حسی است! خدا کمک کند نداشته باشیم!

 

هنر تصمیم‌گیری (The art of decision making)

منابع زیادی در این زمینه‌ وجود دارند که مفیدند. در منابع فارسی کمی جستجو کردم اما مطلبی که بتوانم لینکش کنم نیافتم! در جریان جستجو فهمیدم که که کلمه‌ی تصمیم‌سازی ترجمه بهتری به نظر می‌آید! (از تفاوتهای make و take)

 

- برای کسانی که تسلط نسبی به زبان انگلیسی دارند این لینکها از دانشگاه ام.آی.تی را پیشنهاد میکنم.

Principles of Autonomy and Decision Making

Decision Making in Large Scale Systems

 

کلا این سایت OCW فوق‌العاده است!

 

- ویکیپدیا هم که مثل همیشه خوب است:

http://en.wikipedia.org/wiki/Decision_making

 

- در خیلی موارد (واقعا خیلی!) کمبود منابع فارسی بیداد می‌کند! اگر حال و حوصله‌اش را دارید انگلیسی بخوانید. کپی‌رایت را که رعایت نمی‌کنیم؛ پس با ثبت‌نام در این سایت از انبوه کتابهای الکترونیکی انگلیسی بهره‌مند شوید!

www.gigapedia.org

 

 

- تصمیم بگیر اگر می‌خواهی برایت تصمیم نگیرند!

 

خیلی اوقات هدفهایی را پیش‌بینی کرده‌ام و به آنها نرسیده‌ام. علتش بی‌کفایتی نبوده! در بین راه هدف عوض شده!

 

بیش از آنکه فکر می‌کنم غیرخطی است همه چیز٫ من و زمین و زمان!

 

من گوش خوبی هستم! امروز به این فکر می‌کردم که اگر آینه‌وار گوش کنم بعضی وقتها هم خوب است. طوری که وقتی کسی با آدم صحبت می‌کند حودش هم حرفهای خودش را بشنود!

 

اینها اثرات روانکاوی خوندنه! البته علاقه‌ی من به درمانگری هم دخیله.

 

فکرهای ما این جهانی‌اند. اگر بتوانیم برای لحظاتی متوقف کنیم فکرهای این جهانیمان را …

 

می‌خواهم قرآن را به ترتیب نزولش بخوانم!

 

صبح تا ظهر:

 وقتی به دنبال درک جدیدی هستی اولین کار این است که درک قبلیت را کنار می‌گذاری تا بتوانی بهتر به دیدگاههای دیگر فکر کنی.

 

ظهر تا عصر:

مرتب کردن سوالهایی که در مورد ناخودآگاه دارم!

 

 منی که خواب نمی‌بینم معمولا. ترسیم خانه‌ای که منظره‌ی جلو و پشت آن و همچنین درون خانه مشخص باشد. گم شدن فرزند کوچک خانواده‌ی habit!

 

عصر تا شب:

چقدر خوب است گاهی افسار زندگی را خودش به دست بگیرد!

(بیشترش هم خوب است اما نمی‌دهیم که!)

 

با این عبارت “یا لیتنا کنا معک” مشکل دارم!

به نظرم خودخواهانه می‌آد.

“کاش با شما باشم” را ترجیح می‌دم. اینجا کاش حالت دعایی داره!

 

زیارت از راه دور

http://www.imamhossein.net/content/view/116/42