آواهای امروز رو نمی‌شد ازشون گذشت…

نمی‌شد هم نوشتشون. یعنی می‌شد اما نه تو بلاگ. شاید یه پست حصوصی! برای اینکه ثبت شود. برای اینکه بماند برای آیندگان! شاید هم این آواهای امروز به یک جنگ داخلی تبدیل شد و منجر به انقلابی در درون، تا حاصلش در آن یکی سمت این دفتر نوشته شود. اما آواهای حاشیه‌ای و در رتبه‌ی دوم:

 

علم چندان که بیشتر خوانی

چون عمل در تو نیست نادانی

این هم قابل توجه خودم و کسانی که به تئوریسین بودن خود افتخار می‌کنند!

 

بشوی اوراق اگر همدرس مایی

که علم عشق در دفتر نباشد

نه اینکه زمان شاعر خدابیامرز نبوده! کلا عشق رو به دفتر چه کار؟! خروار خروار کتاب هم که بنویسی …. عشق با اخگر رابطه‌ی مستقیم‌تری دارد تا دفتر!

 

من فکر می‌کنم

هرگز نبوده قلب من اینگونه

گرم و سرخ

من به اشعاری که بی مقدمه از ذهنم می‌گذرد و یا بر لبانم می‌نشیند احترام می‌گذارم. گویا در ورای آگاهیها و دریافتهای معمول، ذهنم برداشتی از هر شنیده و دیده‌ای و خوانده‌ای دارد و الحق به‌جا و زیبا رو می‌کند …

این شعر احمد شاملو فوق‌العاده است (از آلبوم باغ آینه). می‌توانید با صدای علیرضا عصار از آلبوم “نهان مکن” گوش کنید (همین آهنگ بلاگ).

 

«او، هر شب در اندیشه دولاشاپل، در انتظار سپیده دم بیدار می‌ماند و قصه‌ها حکایت می‌کرد و نغمه‌ها می‌نواخت و ترانه‌ها می‌سرود و آهنگ‌ها می‌ساخت و خلوت تنهاییش را از او پُر می‌کرد و سحرگاه، در رهگذرش بر او که می‌گذشت آنچنان می‌نمود که گویی با او سرکاریش نیست.»

اینها در وصف شاندل است از زبان دکتر شریعتی و چه بسا شاندل خود اوست (چنانکه گفته‌اند).

و باز هم من به شریعتی رهنمون شدم!

 

من عشق و کتم ثم عف فمات وجب له الجنة

این را هم از عین‌القضات داشته باشید! علی فتاح‌ها! هم جاش خالی است اینجا!

 

عشق مکتوم؟!

 

هرکسی از ظن خود شد یار من

از درون من نجست اسرار من!

این هم نکته مهمیه! این پست جای انواع ظن‌ها رو داره!

 

آوا را ننوشتم و اینقدر طولانی شد!

 

  1. تازه متولد در ۲۶ دی ۱۳۸۷ در ۷:۳۹ ق.ظ گفته است :

    [گل]

    سلام
    دوست عزیز، با مطلب جدیدی با عنوان” راه آسمان باز است” ،منتظر حضور سبزشما هستم.

    [گل]

    http://tavalodino.blogfa.com/post-60.aspx

    [پاسخ به این نظر]

  2. نسیم در ۲۶ دی ۱۳۸۷ در ۱۰:۱۰ ب.ظ گفته است :

    سلام محمد عزیز٫ وقتی پست های طولانی رو قسمت بندی به حروف الفبا میکنی نظر گذاشتن برای قسمتهای مختلف راحت تره. این قسمت اول رو توی یه پست دیگه هم بهش اشاره کرده بودی که من همون جا هم نوشتم عالم بی عمل مثل زنبور بی عسل مصداق این شعر است.
    در مورد عشق البته درست که معنایش این قدر گسترده است که حتی از سطح درک عالم ترین و عاشق ترین مدعی ها هم بالاتره اما گاهی قسمتهاییش رو میشه تو دفتر برای آیندگان قرار داد
    (من فکر می‌کنم
    هرگز نبوده قلب من اینگونه
    گرم و سرخ)
    در مورد این قسمت با عرض پوزش بعید میدونم در مورد خودتون باشه و البته با توضیحش موافقم.
    شریعتی خیلی دوست دارم و کتاب هاشو تا جایی که در دسترسم باشه میخونم.
    نکته آخر هم موضوع خیلی مهمیه……………..
    برای پست های نا نوشته ات هم نظر های نا نوشته ای خواهم داد
    :d:”>

    [پاسخ به این نظر]

  3. نیره در ۲۷ دی ۱۳۸۷ در ۱۰:۵۵ ق.ظ گفته است :

    اینجا آواهایی گذاشته میشه که واقعا آدم نمی تونه از گذاشتن نظر بگذره! البته خوب بعضی از کامنتها رو هم نمیشه نوشت!!!! (در پاسخ به آواهایی که نمیشه نوشت)
    البته من با نوشتن برای آیندگان مشکل دارم. راستش فکر می کنم وقتی بچه ها حوصله ندارند چند تا توصیه که برای سلامتی اشون مفیده رو از پدر و مادر بشنوند و رعایت کنند، چطور ممکنه که حوصله کنند بشینند وبلاگ یا دست نوشته های پدر بزرگ یا مادر بزرگ عهد بوقی اشون رو بخونند!!!! شما فکر می کنید که می خونند؟؟؟؟ پس آیندگان رو بی خیال!
    در مورد علی فتاح البته من نظرات مبسوطی دارم که اینجا مجال بحثش نیست!
    با هر کسی از ظن خود شد یار من … به شدت موافقم!!!
    یه توصیه به شما دارم (جسارتا) خوبه که به این نکته که نسیم عزیز اشاره کردند توجه کنید

    “(من فکر می‌کنم
    هرگز نبوده قلب من اینگونه
    گرم و سرخ)
    در مورد این قسمت با عرض پوزش بعید میدونم در مورد خودتون باشه ”
    شاد باشید و سلامت

    [پاسخ به این نظر]

  4. نیره در ۲۷ دی ۱۳۸۷ در ۴:۰۵ ب.ظ گفته است :

    راستی همیشه میشه اینجا موسیقی متفاوت شنید که قابل تقدیر است:)

    [پاسخ به این نظر]

  5. عمو قندک در ۲ بهمن ۱۳۸۷ در ۳:۳۹ ب.ظ گفته است :

    سلام محمد عزیز٫ممنونم از اظهار لطفت منم با سرکار نیره خانم موافقم.:-h

    [پاسخ به این نظر]

 

 

 

[ RSS نظرات این نوشته ] - [ ارسال بازتاب ]