آرشیو برای ماه آذر ۱۳۸۷
خود
۳۰ آذر ۱۳۸۷ | خودنگاشت | ۶ نظر
ساعتی میزان آنی ساعتی موزون این
بعد از این میزان خود شو
تا شوی موزون خویش
(دیوان شمس)
چقدر براتون پیش اومده که کاری رو که فکر میکنین درسته به خاطر نظر دیگران انجام ندادین؟
چقدر بالعکسش شده؟ میدونین اشتباهه اما تو جوّی قرار گرفتین و انجامش دادین.
یه کمی سخت تر:
چقدر پیش اومده که کاری به نظرتون درست هست اما نظرتون متاثر از نظر دیگرانه و به عمق مطلب که نگاه کنین میبینین که نظر شما نیست؟
واقعا چقدر خود واقعیمون رو میشناسیم و چقدر حاضریم برای رسیدن به خود واقعیمون تلاش کنیم؟ خیلی از چیزهایی که متعلق به ما نیست اون قدر در تار و پودمون تنیده شده که به سختی میتونیم تشخیصش بدیم و اگر تشخیص هم بدیم برای جدا کردنش به یه جراحی بزرگ نیاز داریم.
۳۰ آذر ۱۳۸۷ | آوانگاشت | ۲ نظر
امروز تحت تاثیر نگاهم بودم،
اسارت در این نگاه معنا ندارد!
یــــــــــــــــــــــــــــــــلدا …
وقتی دنبال بهانه باشی برای یک دقیقه میتوانی قدر یک عمر برنامه بریزی و به همهشان هم برسی.
کاش بیبهانه ….
۲۹ آذر ۱۳۸۷ | آوانگاشت | ۲ نظر
خیلی اوقات
وقتی چیزی رو مخفی میکنی
هدفت این نیست که دیگران ندونن اون رو داری
هدفت اینه که نتونن از اون استفاده کنن!
…
۲۸ آذر ۱۳۸۷ | آوانگاشت | ۲ نظر
نمایشگاه رنگ، رزین و کامپوزیت
کشورهای عضو آلبا
قبیله!
بعضی چیزها نیاز به نوشتن خودشون برای به یاد موندنشون ندارن!
۲۷ آذر ۱۳۸۷ | آوانگاشت | ۴ نظر
داشتم دستنوشتههایم را نگاه میکردم و آنهایی را که در وبلاگ نوشته بودم پاره میکردم تا از این همه کاغذ خرد و ریز اطرافم راحت شوم. کاغذ به نحو عجیبی پاره میشد! گویا قسمتهایی از آن مستحکمتر بودند. ترسیدم به کاغذ پارها نگاه کنم؛ مبادا در آن نقاط کلمههایی باشند از ریشهی عشق و من درد بیعشقیام عود کند!
۲۶ آذر ۱۳۸۷ | آوانگاشت | ۲ نظر
به جای این همه خود استنادی
کمی هم مستند با یار خود باش
حس میکنم آدم خودبینی هستم! خیلی جاها میشه به جای اینکه از عبارت “همونطور که من میگفتم” از عبارت “همونطور که تو میگفتی” استفاده کنم.
۲۵ آذر ۱۳۸۷ | آوانگاشت | ۱ نظر
بعد مدتها دوست عزیزی رو دیدم
همچون رویای نیمهشب
خدا کارش خیلی درسته!
۲۴ آذر ۱۳۸۷ | آوانگاشت | بدون نظر
جالب بود!
امشب توی تلویزیون هم از فوبیا صحبت میکرد.
این مکانیزم توی جهان جالبه.
که از وقتی با چیزی آشنا میشی
نمونههاش رو زیاد میبینی.