اگرم نمی‌پسندی مدهم به دست دشمن
که من از تو برنگردم به جفای ناپسندان

اگر از کمند عشقت بروم کجا گریزم
که خلاص بی‌تو بندست و حیات بی‌تو زندان
“سعدی”

 

  1. نسیم در ۲۹ آبان ۱۳۸۷ در ۷:۱۵ ق.ظ گفته است :

    سلام نگارنده عزیز٫شعر خیلی زیبایی انتخاب کرده بودی.در مورد پیرزن توی مترو همیشه افراد پیر منو به این خیال میبرن . خیلی چیز های دیگه هم البته.راستی میتونی یه کاری کنی که قسمت نظرات تو یه صفحه جدا باز شه؟ این طوری میشه همه پست ها رو ببینم و یک جا نظر بدم:”> آخه میترسم چند تا نظر یه بار بدم ثبت نشه:-s برای سمت چپ هم به جای خودش نظر میذارم:)@};-%%-

    [پاسخ به این نظر]

  2. سالی در ۳۰ آبان ۱۳۸۷ در ۱۲:۲۵ ق.ظ گفته است :

    سعدی چو جورش میبری نزدیک او دیگر مرو
    ای بی بصر من میروم؟ او میکشد قلاب را

    [پاسخ به این نظر]

 

 

 

[ RSS نظرات این نوشته ] - [ ارسال بازتاب ]