دوستان

آرشیو مطالب

اشتراک مطالب!

خانه!

درباره آوانگاشت

روزی روزگاری در دیار بلاگفا وبلاگهایی داشتم با نامهای خودنگاشت و ذهن-آوا. این آدرس در واقع ترکیبی از دو وبلاگ قبلی است. سمت راست صفحه آواهای روزانه‌ام را و سمت چپ خودنگاریهایم را می‌گذارم. البته فکر می‌کنم نوع مطالب خودنگاشت کمی تغییر کند.

 

نگارنده

در خودنگاشت نگارنده بودم، در ذهن-آوا آوانگار و اینجا محمد اکبرخواه! همچنان به اسم نگارنده علاقمندم!


Up | Down | Top | Bottom
...



۱۲

خرداد

 

 

آدمی می‌بیند، می‌شنود و باور می‌کند!

 

۹

خرداد

 

امان از اینرسی در برابر بهبود و پاکی

 

۲

خرداد

آواهای روزهایی که گذشت:

 

وقتی کسی به چیزی راضی نمی‌شود دلیلش چیست؟

۱) ایده‌آل گرایی    ۲) پیدا نکردن راه یا گمگشتگی       ۳) پاک نبودن آگنیا

 

آیا میتوانی تمام ساختارهای ذهنیت را متلاشی کنی؟

 

آیا رواج به معنی جواز است؟

 

نیاز به پر کردن تنهایی از نیازهایی است که خیلی از رفتارها را شکل می‌دهد بی آنکه بدانیم!

 

* دشت هویج!

 

من با قواعد اجتماعی مشکل دارم!

 

تا تو نگاه می‌کنی کار من آه کردن است …

 

۲۹

اردیبهشت

 

اگه دستات نره بالا

جایی بارون نمی‌گیره

۲۸

اردیبهشت

 

کندالینی کار می‌کنه! فقط کافی بود بهش فکر کنی! که فلان چیز مانع پیشرفته!

 

چرا کاری که از من ۲ ساعت وقت می‌گیره باید ۳ هفته طول بکشه؟

۲۷

اردیبهشت

 

یک چیزی هست که آدمها رو فارغ از تمام فاصله‌ها به هم نزدیک می‌کنه.

شاید قرابت روح!

Roozname.org

۹م خرداد ۱۳۸۸

سلام به همه‌ی دوستان خوبم.

 

این مدت که اینجا کمتر اومدم توی روزنامه کمابیش مشغول بودم. می‌خواستم اینجا روند سابق خودش رو داشته باشه و نوشته‌های روزنامه در خود روزنامه بمونه. اما با توجه به رکودی که اینجا پیدا کرد گفتم بیام و مطالب روزنامه رو اینجا هم بنویسم. مطالبی که تا الان در روزنامه نوشتم اینها هستند.

 

اعلام عدم کاندیداتوری محمود احمد‌ی‌نژاد؟

تکذیب می‌کنم

روز طبیعت، سال اصلاح الگوی مصرف

شعاری که انکار شد

جنگ رسانه‌ای و انتخابات

 

دو مطلب هم از نوع معرفی طبیعت نوشتم که شاید خوشتان بیاید و شاید هوس سفر را در دلتان انداخت:

 

آبشار زیبای بیشه

دشت هویج

 

 

*- دوست دارم روندم به حالت عادی برگرده!

نا تمامها …

۲۹م اردیبهشت ۱۳۸۸

(۱)

با نگاهی به جامعه اطرافمان می‌توان روابط انسانی را به چند نوع کلی دسته بندی کرد:

۱) روابطی که از یک قانون بیرونی ناشی می‌شوند. قانونی که یک جامعه را شکل می‌دهد. رابطه‌های همکاری، هم دانشکده‌ای، هم دانشگاهی، همسایگی و … از این دسته‌اند. این رابطه‌ها با یک اشتراک بیرونی (همان “هم”) ساخته می‌شوند و البته با بزرگتر شدن جامعه‌ی ساخته شده سطح و کیفیت رابطه کاهش می‌یابد. مثلا در روابط هم‌جهانی و هم‌سیاره‌ای و یا حتی هم‌وطنی یا هم‌شهری روابط بسیار کمتر است.

۲) روابطی که جامعه سهم چندانی در تعریف آن ندارد. برخی از این روابط از پیش و توسط طبیعت تعریف شده‌اند مانند روابط والد و فرزندی، خواهر و برادری و هر رابطه‌ی اینچنینی. برخی روابط نیز توسط خود فرد تعریف می‌شود. مانند رابطه‌ی همسری و یا دوستی.

 

با ظهور دنیای مجازی نوع دیگری از رابطه شکل گرفت که فکر می‌کنم کمی با این دو متفاوت است. اغلب دوستیهای اینترنتی (به خصوص از نوع وبلاگی) بر مبنای یک “هم‌فکری” شکل می‌گیرند. با مشاهده‌ی “هم” به نظر می‌آید که نوع این روابط از جنس روابط نوع اول است، از طرفی لفظ دوستی روابط نوع دوم را به ذهن میآورند …

 

(۲)

آری، نبود ِ بود ِ تو، بود مرا نابود کرد

چشمی که نگشودی به چشم، این چشمه را چون رود کرد

 

(۳)

این Day نه آن دی است که آید پس از خزان